به طور کلی، مبردها به چند گروه مبردهای طبیعی (مانند R717، R744، ...)، مبردهای مصنوعی خالص (مانند R22، R134a، ...) و مبردهای مصنوعی مخلوط (مانند R404A، R407C، R410A و ...) دسته بندی میشوند.
نکته 1: مبردهای مصنوعی مخلوط نیز خود به دو گروه زئوتروپ (مانند R404A و R407C) و آزوتروپ (مانند R410A) دسته بندی میشوند.
در مبردهای طبیعی و یا مصنوعی خالص، در یک فشار معین، تمامی اجزای تشکیل دهنده ی مبرد در یک دمای ثابت تبخیر میشوند و یا میعان میکنند، اما در مبردهای مخلوط (مانند R404A، R407C، R410A و ...)، به این دلیل که هر جزء تشکیل دهندهی ماده دارای دمای تبخیر و دمای میعان متفاوت میباشد، فرآیند تبخیر و میعان تنها در یک دمای ثابت رخ نمیدهد؛ بلکه طی یک بازهی دمایی صورت میگیرد. از این جهت، برای تعبیر بهتر چگونگی انجام این فرآیندها در یک سیکل تبرید (در اوپراتور و کندانسور)، پارامتری تحت عنوان Temperature Glide (گستره دمایی تغییر فاز) تعریف میشود که به طور کلی میتوان برای این پارامتر چند مفهوم مجزا بیان نمود:
Temperature Glide = Dew Point - Bubble Point
Temperature Glide = گستره دمایی تغییر فاز مبرد
Dew point = دمای شروع میعان (شروع تشکیل فاز مایع) در فشار ثابت
Bubble point = دمای شروع جوشش (شروع تشکیل فاز بخار) در فشار ثابت
نکته 2: در مبردهای مخلوط آزوتروپ (مانند R410A)، با وجود اینکه دمای شبنم(Dew point) و دمای حباب (Bubble point) به طور جداگانه تعریف میشوند، اما به این دلیل که این دو مقدار بسیار نزدیک به یکدیگر میباشند، رفتاری مشابه مبردهای خالص از خود نشان میدهند. پس میتوان در مورد این مبردها، مقدار Temperature Glide را با تقریب بسیار خوبی برابر با صفر در نظر گرفت.
نوع مبرد | دسته بندی | Temperature Glide |
---|---|---|
طبیعی | - | 0 |
مصنوعی | خالص | 0 |
مخلوط (زئوتروپ) | ˂ 0 | |
مخلوط (آزوتروپ) | ≈ 0 |
در نمودارهایی که در ادامه ارائه شدهاند، به عنوان نمونه، دیاگرام فشار- آنتالپی مربوط به مبردهای R22، R134a، R404A، R407C و R410A به ترتیب نمایش داده شدهاند. در این نمودارها، محل نقاط مربوط به دمای شبنم (Dew Point) و دمای حباب (Bubble Point) در یک فشار معین به ترتیب با رنگهای قرمز و آبی نمایش داده شده است.
همانطور که از دیاگرام های فوق قابل استنباط است، در دیاگرام مربوط به مبردهای مخلوط زئوتروپ مانند R407C، با حرکت بر روی یک خط فشار ثابت در ناحیه اشباع (زیر منحنی)، دمای شبنم (Dew Point) و دمای حباب (Bubble Point) روی خطوط دمایی مجزایی قرار میگیرند که اختلاف قابل توجهی دارند، اما در مبردهای خالص مانند R22 و یا حتی مبرد مخلوط آزوتروپ مانند R410A شیب خطوط دمایی در ناحیه اشباع تقریباً ثابت و برابر صفر میباشد، در نتیجه دمای شبنم (Dew Point) و دمای حباب (Bubble Point) اختلافی نخواهند داشت و مقدار Temperature Glide برابر صفر خواهد بود. پس میتوان با داشتن فشار مورد نظر، تنها با یک عملیات ساده ریاضی، مقدار Temperature Glide هر مبرد را از روی نمودار محاسبه نمود.
نکته 3: همانطور که در نمودار P-H مبردهای زئوتروپ قابل مشاهده است، در ناحیه اشباع (زیر منحنی)، خطوط دمایی به صورت شیبدار میباشند که این موضوع نشان دهنده ی وجود گستره دمایی (Temperature Glide) برای تغییر فاز آن مبرد خواهد بود.
حال با توجه به موارد بیان شده، نحوه تأثیرگذاری پارامتر Temperature Glide در محاسبات دما و فشار اوپراتور و کندانسور، سوپرهیت و سابکول به شرح زیر ارائه میشود:
T1: دمای حباب در فشار اوپراتور (Bubble Point @ PEvap.)
T2: دمای شبنم در فشار اوپراتور (Dew Point @ PEvap.)
T3: دمای شبنم در فشار کندانسور (Dew Point @ PCond.)
T4: دمای حباب در فشار کندانسور (Bubble Point @ PCond.)
سوپرهیت = دمای واقعی مبرد در خروجی اوپراتور (بعد از سوپرهیت) – دمای تبخیر اشباع(Dew Point)
سابکول = (Bubble Point) - دمای واقعی مبرد در خروجی کندانسور (بعد از سابکول)
یادآوری: برای محاسبه ی دقیق سوپرهیت و سابکول در سیستم هایی با مبردهای مخلوط زئوتروپ، حتماً باید پارامتر Temperature Glideدر نظر گرفته شود تا در فرمول های مذکور، دمای اشباع در اوپراتور و کندانسور به ترتیب دمای تبخیر اشباع (Dew Point) و دمای تقطیر اشباع (Bubble Point) قرار گیرند و نه دمای میانگین.
از آنجا که مقدار سوپرهیت و سابکول نقش بسیار مهمی در راندمان عملکردی اوپراتور و کندانسور و در نتیجه سیستم برودتی دارند، تنظیم فشارها باید به گونه ای انجام شوند که دمای تبخیر اشباع (Dew Point) و دمای تقطیر اشباع (Bubble Point) و درنتیجه سوپرهیت و سابکول مقادیری بهینه و متناسب با نیاز سیستم بدست آیند.
نکته 4: تنظیم فشار و دما در اوپراتور و کندانسور، بر روی تنظیمات شیر انبساط نیز تأثیر قابل توجهی داشته که همین امر متعاقباً عملکرد اوپراتور و جریان مبرد در خط مایع را تحت تأثیر قرار میدهد.